تبليغاتX
روستاي خانك ... بهشت گمشده

روستاي خانك ... بهشت گمشده
بهشت گمشده با تمدن کهن 
قالب وبلاگ
خاله خانم بی بی همسر محترم آقای حمزه قاسمی زاده هم پس از چند وقتی مبارزه با بیماری و با وجود زحمات زیاد خانواده محترم قاسمی زاده برای درمان به خواست خدا ازمیان مارفت... تا همه الگوی وفاداری به همسر رو از آقای حمزه قاسمی زاده و وفاداری به مادر رو از فرزندان آن مرحومه به یاد داشته باشند..

خاله خدا بیامرزتت و روحت شد ...

خاله خیلی زحمت کش بود و از زحمات ومهربونیاش هرچی بگی کمه،کلمات قشنگ و پندآمیز و شمرده شمرده وبا آرامش خاله خیلی دلنشین بود و همیشه دربرابر سختی های کاراش و خستگی هاش می گفت :

کار خدا ،شکر خدا

روحش شاد ویادش گرامی

برای شادی روح درگذشتگان و بالاخص خاله خانم بی بی فاتحه ای بخوانیم...



موضوعات مرتبط: اخبار
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:9 ] [ وحيد ]
امیدوارم عید نوروز به همتون خوش گذشته باشه  اما فکرکنم دیگه مثل بقیه چیزها بایدبگیم قدیمیش بهتره...

آره دایی قاسمی زاده، آره عمو مشت کتاب ،عمو مشت علی محمد،مشت حمدالله و عموسید حسین و بقیه بزرگای ده دیگه عیدها مثل قدیما نیست که ماشین کم بود و همه سر صبح میدان انقلاب ساوه بودند تا از ماشین عمو محمد تاجرو آقا قاسم جانمونند ،دیگه اون صفا و همت گروهی نیست که همه خانکی ها متلا بیل می گرفتند دستشون و جاده رو باز میکردند تا همه برن و بیان ،دیگه نیست اون شبدر ترشی هایی که همه از هم سراغ سرکه می گرفتن تا دور همدیگهیه شبدر ترشی بخورن و شبدر هارو خراب کنن تا صدای کشاورزا در بیاد،دیگه نیست کلاه انداختن با نخ از پشت بام خونه ها و تخم مرغ رسمی های خوشگلو عیدی گرفتن،دیگه نیست اون رنگ کردن تخم مرغ ها با بنفشه،دیگه نیستت سوار مینی بوس آقا قاسم شدن و رفتن فوتبال بازی کردن با ده های دیگه،دیگه نیست عیدی بابا بزرگها،دیگه نیست رفت واومد و عید دیدنی وشب نشینی و لبلبو خوردن،دیگه نیست الک آقاجبازی کردن و تاب بازی رو درخت ها،دیگه نیست صف کشیدن جلو خونه عموحضرت قلی و آدمس خروس با اون پاکت سبزرنگش،دیگه نیست الاغ سواری و خسته شدن از خوردن خامه و سرشیر و پنیر تازه،دیگه نیست سیزده بدر تاب بازی کنیم رو درخت بریم من آباد سازدهل بشنویم و...

آره الان خیلی چیزهای دیگه هم نیست که شما بگید...

حالا رسیده به جایی که مامان بزرگا زنگ می زنن میگن ما گدای مادیات  نیستیم ما الان گدای آدم دیدنیم ،آره حالا رسیده به جایی که دیگه موتورها جای الاغ ها رو گرفتن و ماشین ها تو خانک  چپ می کنند ،آره          حالا رسیده به جایی که دیگه آشنا ها شدن غریبه و وقتی همدیگرو می بینند از کنار هم ه راحتی ردمیشن بدون اینکه بخان بهم آشنایی بدن آره                                                                                               حالا رسیده به جایی که دیگه مردم سیزده بدر هرکی میره باغ خودش و دیگه همه نمیرن من آباد یا دشت پایین ...

سرتونو دردآوردم حالا من نمیدونم هرکسی واسه خودش دلایلی داره و حرفاشونم منطقی اما میخام بپرسم آی هم روستایی ها  ما آدما بدشدیم یا روزگار.....


موضوعات مرتبط: رسم و رسوم، مردمان
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 0:1 ] [ وحيد ]
سال 90 رفت سال 91 همش تو ظاهرفرق  90 با 91  ی 1 اما تو باطن سال جدید شستن چشم هاست و جور دیگر نگاه کردن به دنیاست به امید خوبی ها ، شفای مریض ها و عاقبت بخیری واسه همه...

سال 1391 مبارک باد

اللهم عجل لولیک الفرج


موضوعات مرتبط: مردمان
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 10:12 ] [ وحيد ]
به نظر شما مردم روستا قدیما چطوری خرید عید می کردند درحالی که نبود وسایل حمل و نقل و عدم وجود جاده  ی خوب مانع از این میشد که مردم برن شهر و خرید کنند.

ادامه دارد...


موضوعات مرتبط: رسم و رسوم، مردمان
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 21:16 ] [ وحيد ]
هدف من از این مطلب : چون ما بر اساس رسم و رسوم همیشگیمون 5شنبه آخرسال رو اختصاص میدیم به گذشتگانمون،شاید خیلی ها روحساب گرفتاریاشون و اتفاقات روزمره نتونن برن خانک و سری به گذشتگانشون بزنن،این عکس ها رو گذاشتم که باتمام مشغله بدونیم که گذشتگان هستند و همیشه خواهند بود ...

لطفا از من انتقاد نکنید و یوقت تو ذهنتون نگید این وحید قبرستان هم اینترنتی کرد،اما تمام هدفم زنده نگه داشتن گذشتگان حالا به هرروشی ...

شادی روزافزون واسه همه همشهری ها خواستارم به امید سالی خوش و پربرکت و سلامت ...

     

   

   



یاد همشون بخیر از اسماعیل محمد آقا،از حسین آقای پست چی که نزدیکای عید با نامه هاش دل همرو شاد می کرد و ابوطالب و مامانش که باهم رفتن از عمو ولی و عموحسینعلی که باهم رفتن  از کدخدا ی بزرگ از محسن عزیز و دایی مراد که علمدار بود عموفیض الله و خاله خاتون و بقیه که من یادم نسیت همه همه واسه ما زنده اند و یادشون جاودان.

لطفا اگه عکس یا خاطره های از گذشتگان دارید واسم بفرستید...





موضوعات مرتبط: یاد گذشتگان، اجداد
[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 9:7 ] [ وحيد ]

عکس های ارسالی از آقای حمزه قاسمی زاده که هنر خودشونو توعکاسی هم نشون میدن...

   

 


اینم عکس بچه های دیروز که الان همشون واسه خودشون مردی شدن و هرکدوم مشغول یه کاری...



موضوعات مرتبط: مردمان، آلبوم عکس
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 23:30 ] [ وحيد ]

اول یک تشکر ویژه می خواستم از آقای ابولفضل خانکی داشته باشم به دلیل فرستادن عکس های زیبا از حاج خلیل ونظرات کارآمدشون برای بهتر شدن مطالب...

واین هم سه عکس  ارسالی ایشون از دره حاج خلیل...

    


حالا اینکه حاج خلیل کی بوده وچطور شده که اون محل رو که الان به اسم خودشه پیدا کرده وزحمت آبادی اونجارو کشیده نیاز به پرسش و بررسی داره،اما چیزی که الان نمیشه ازش گذشت صفا و طبیعت قشنگ حاج خلیله...

   



   


شاید خیلی ها حاج خلیل نرفته باشند یا شلید خیلی ها مثل من یک بار رفته باشند اما از کجا میشه رفت حاج خلیل؟

وقتی از قنات روستا به سمت تفرش میری ،به پلی که بر روی رودخانه و مسیر آسفالته به سمت تفرش بسته شده میرسی حالا اگه به سمت راست یا همون مسیر رودخانه که به سمت بالاست بری و از میان دره ها  یک مسیر نیم ساعته با پای پیاده رو به سمت جنوب غربی ده طی کنی میرسی به درخت های توت ،گردو وصنوبرهای قدونیم قد....

   


   


تواین مسیر پرپیچ و خم سنگ های عجیبی هست که دیدنش فکرهارو میبره به سمت اینکه این سنگ ها شبیه چیه...

   


 






موضوعات مرتبط: بناهای تاریخی، خدمتگزاران، زیبایی ها، یاد گذشتگان، موقعیت جغرافیایی، آلبوم عکس
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 18:53 ] [ وحيد ]
می خواستم هرکسی یه داستان از اتفاقاتی که براش تو خانک افتاده از قدیم یا تازگی هارو برای همه بنویسه.مثل :داستان آل آروادو که من براتون نوشتم....


موضوعات مرتبط: اخبار، مردمان
[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 1:46 ] [ وحيد ]
یکی از دوستان یک نکته رو تو نظراتش به من تذکر داد که چرا من نگفتم این گردو جمع کردن ، پاتلک کردن و مغز کردن گردوها زحمتش همه به گردن دخترها و زنان روستایی که اینجا باید گفت :مردان روستا همیشه محتاج به کمک زنان و دخترانشونن و باید ممنون اونها باشند....

این سری چندتا عکس گذاشتم که دیگه کمتر میشه تو روستا از این صحنه ها دید و به قولی یه جورایی عجیب به نظر میرسن..

هرچی به ذهنتون اومد درمورد این عکس ها لطفا بفرستید...

   


   


 




موضوعات مرتبط: رسم و رسوم، بناهای تاریخی، زیبایی ها، آلبوم عکس
[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 19:20 ] [ وحيد ]
  سلام دو ماه گذشته و من هیچ مطلبی ننوشتم حق باشماست معذرت میخام اما خداییش یه بار به خودتون گفتید:چند نفر واسه من کامنت گذاشتن که چرا مطلب نمی نویسی ؟

دیگه خودم جواب میدم ،کلا 3 نفر بمن لطف داشتن و نظر دادن.

حالا بگذریم این عکس ها از نحوه گردو ریختن و زحمت فراوانش هست که شاید وقتی قیمت مغز گردو میشه کیلویی 18-19 هزار تومان یکمی هم حق به این روستایی های زحمت کش بدیم .....

باز بخاطر تاخیر تو مطلب گذاشتن شرمنده....

   


   


   

افتادن گردوها تو آب و جمع کردن با هزارویک دردسر توسط هم روستایی ها،افتادن گردو لای سنگ ها و چوب ها و خارها و جمع کردن آن ها فکرنکنم راحت باشه....




موضوعات مرتبط: اخبار، آلبوم عکس
[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 0:2 ] [ وحيد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب
ایران رمان